لی لی جانسون
عشق ـ دوست داشتن عشق جوششی یک جانبه است. به معشوق نمی اندیشد که کیست؟ یک « خود جوشی ذاتی » است و از این رو همیشه اشتباه می کند و در انتخاب به سختی می لغزد و یا همواره یکجانبه می ماند و گاه، میان دو بیگانه ناهمانند، عشقی جرقه می زند و چون در تاریکی است و یکدیگر را نمی بینند، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنایی آن، چهره یکدیگر را می توانند دید و در اینجا است که گاه، پس از جرقه زدن عشق، عاشق و معشوق که در چهره هم می نگرند، احساس می کنند که هم را نمی شناسند و بیگانگی و . اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و در زیر نور سبز می شود و رشد می کند. و از این رو است که همواره پس از آشنایی پدید می آید، و در حقیقت، در آغاز، دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یکدیگر می خوانند. ادامه دارد... If Life Was Like A Computer: You could add/remove someone in your life using the control panel. You could put your kids in the recycle bin and restore them when you feel like it! You could improve your appearance by adjusting the display settings. You could turn off the speakers when life gets too noisy. You could click on “find” (Ctrl, F) to recover your lost remote control and car keys. To get your daily exercise, just click on "run"! If you mess up your life, you could always press "Ctrl, Alt, Delete" and start all over!


