تبليغاتX
لی لی جانسون


لی لی جانسون

سلام به همه ی دوستان

امیدوارم خوب و خوشو سلامت باشید

از اینکه این چند روزه از من سراغ گرفتید ممنون

این چند وقت یکم گرفتار بودم

این دفعه رو فقط و فقط به خاطر شما عزیزان به روز می کنم

ان شالله که خوشتون بیاد

و لازم به توضیح است که این بنده حقیر

هم عمو و (دایی ، هم خاله و عمه)هام* رو دوست دارم

....................................................................................................

آها و بگم که این متنِ ماله من نیسا؟؟!!! اینو همه می دونن ( مرا معذور بدارید)

....................................................................................................

توضیحات:

{* از (ها) فاکتور گرفتم}

....................................................................................................

این شما و این هم:

آسيب شناسی فك و فاميل

 

1 . خاله
معنای لغوی: خواهر مادر

معنای استعاره ای: هر زنی كه با مادر رابطه ی گرم و صميمی داشته باشد.
نقش سمبليك: يك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خيلی شبيه مادر است و هميشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.
غذای مورد علاقه: آش كشك.
زير شاخه ها: شوهر خاله: يك مرد مهربان كه پيژامه می پوشد و به ادبيات و شكار علاقه مند است. دختر خاله،پسر خاله: همبازی دوران كودكی كه يا در بزرگسالی عاشقش می شويد اما با يكی ديگه ازدواج می كنيد يا باهاش ازدواج می كنيد اما عاشق يكی ديگه هستيد.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازی، خاله خانباجی.
چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن يك خاله ی مجرد در كودكی از جمله نعمات خداوندی است.


۲ . عمه
معناي لغوی: خواهر پدر
معناي استعاره ای: هر زنی كه با پدر رابطه ی گرم و صميمی داشته باشد،هر زنی كه مادر چشم ديدنش را نداشته باشد.
نقش سمبليك: به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل: ۱- جواب همه ی فحش هايی كه می دهيد. مثال: عمته... ۲- جواب همه ی محبت هايی كه می كنيد. مثال: به درد عمه ات می خوره... ۳- توجيه كليه ی بيقوارگی ها،رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خيلی چيزهای بدِ ديگه. از ذكر مثال معذوريم...
غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
زير شاخه ها: شوهر عمه: يك مرد پولدار كه سيبيل قيطانی دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند!!
مشاغل كاذب Match-Making.
چهره های معروف: عمه ليلا.
داشتن يك عمه كه در توصيفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است. 


3- دایی
معنای لغوی: برادر مادر

معنای استعاره ای: هر مردی كه با مادر رابطه ی گرم و صميمی داشته باشد،هر مردی كه پتانسيل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبليك: يكی از معدود مردانی كه هر چند به سياست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، هميشه حرفهايتان را می فهمد و می شود پيشش گريه كرد.
غذای مورد علاقه: فسنجون.
زير شاخه ها: زن دايی: يك زن چاق و شاد كه خيلی كدبانو است و جلوی مادر قپی می آيد. پسردايی،دختردايی: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی مثل يك همرزم ساپورتتان می كنند.
چهره های معروف: علي دايی، دايی جان ناپلئون.
سعی كنيد حتماً حداقل يك دايی داشته باشيد. 
 


4- عمو
معنای لغوی: برادر پدر

معنای استعاره ای: هر مردی كه با پدر رابطه ی گرم و صميمی داشته باشد.
نقش سمبليك: يكي از مردانی كه شما هميشه بايد بهش بوس بدهيد و بعد برويد كارتون ببينيد تا او با پدر حرفهای جدی بزند. يكی از مردانی كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و هميشه وقتی می رود پدر ساكت شده، به فكر فرو می رود.
غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت.
زير شاخه ها: زن عمو: يك زن خوشگل كه زياد به شما توجه نمی كند و خودش را برای مادر می گيرد، دخترعمو،پسرعمو: همبازی دوران كودكی كه اگر تا هجده-بيست سالگي دوام آورده باهاش ازدواج نكنيد خطر را از سر گذرانده ايد.
مشاغل كاذب: بازي در قصه های ايراني-اسلامي.
چهره های معروف: عمو زنجيرباف، عمو يادگار، عمو پورنگ.
داشتن يك عمو ی پولدار خيلي خوب است.

 

Sun 19 Oct 2008 .... 3:59 PM ...... لی لی ..... | |